سایت روستای غیاثکلا

سایت روستای غیاثکلا

پایگاه اینترنتی روستای غیاثکلا دابو از توابع آمل - مازندران
سایت روستای غیاثکلا

سایت روستای غیاثکلا

پایگاه اینترنتی روستای غیاثکلا دابو از توابع آمل - مازندران

سومین تحصیلکرده عیاثکلا ( شیخ محمد علی جالوی‌نژاد)

سومین تحصیلکرده و عالم روستای غیاثکلا ، شیخ محمدعلی جالوی‌نژاد است . وی در سال 1294 شمسی به دنیا آمد . پدرش عیسی جال بسیار مذهبی بود و به روحانیت تعلق خاطر بسیار داشت . شاهد این مدعا علاقه‌مندی بسیار مشهدی عیسی به شیخ محمود بود ، وی صرفنظر از اینکه همسرش گلنساء ، خواهر شیخ محمود بود ، با شیخ محمود ارتباط صمیمانه و نزدیک داشت و علاوه بر اینکه شب‌نشینی تمامی شبها را در خانه شیخ محمود برپا میکرد ، همیشه  همراه و شانه به شانه شیخ محمود در اغلب ضیافتها و مهمانیها شرکت مینمود و این همراهی حتی در مجالستهای طلبگی شیخ محمود نیز برقرار بود .

     آیت‌اله شیخ محمدعلی جالوی‌نژاد

همین دلبستگی و عشق به دین و حامیان دین سبب شد تا مشهدی‌عیسی فرزند اولش ، محمدعلی را در سال 1304 شمسی بهنگام  10 سالگی پس از فراگیری قرآن و خزائن به بارفروش بفرستد . وی ابتدا به مدت 3 سال در منزل شیخ محمد زاهدیان سکنی گزید و جوهری و نصاب و صرف‌میر و جامع المقدمات را نزد وی فرا گرفت . و برای فراگیری سیوطی و تکمیل ادبیات عرب به مدرسه صدر رفت و 4 سال در مدرسه صدر از محضر اساتید آنجا از جمله شیخ محمد صالح علامه مازندرانی استفاده نمود . شیخ محمدعلی طی سال 1308 شمسی بهنگام صدور شناسنامه در تهران حضور داشت و نام خانوادگی جالوی را برای خود اختیار نمود ولی چون این نام در ورامین برای گروهی برگزیده شده بود لذا مورد پذیرش قرار نگرفت و ناگزیر پسوند نژاد بدنبال نام جالوی اضافه شد و فامیلی جالوی‌نژاد در شناسنامه ایشان نقش بست . وی در اوائل سال 1311 رهسپار قم شد و در مدرسه فیضیه مقیم گردید و بمدت 12 سال در قم مشغول تحصیل بود .
طی این 12 سال اقامت در مدرسه فیضیه ، برای ایشان خاطرات بسیاری از مؤانست‌ها و مجالستهای با علماء و بزرگان فراهم میگردید که یکی از آن خاطرات برای وی بسیار خاطره‌انگیز و موجد مباهات بود . حضرت ایشان نقل میفرمود : روزی حضرت ایت الله کوهستانی به مدرسه فیضیه آمدند و جهت میهمانی و استراخت شبانه ، سراغ طلبه‌ی مازندرانی مقیم در مدرسه فیضیه را گرفت . طلاب حاضر در مدرسه نشانی حجره‌ی مرا دادند و بدیترتیب آن شب آیت‌اله کوهستانی در حجره من مهمان شد و افتخار مصاحبت و همنشینی با معظم‌له ، نصیب من گشت .

شیخ محمدعلی جالوی‌نژاد پس از گذراندن سطح در سال 1322  از قم به نجف هجرت نمود و با شرکت در درس خارج آیت‌اله حکیم و آیت‌اله سیدابوالحسن اصفهانی ، بطور فشرده طی سه سال بدرجه اجتهاد نائل شد
. و در سال 1325 پس از فوت آیت‌اله سید ابوالحسن اصفهانی چون قصد بازگشت به ایران نمود ، طی مرقومه حضرت آیت‌اله‌العظمی محمدکاظم شیرازی (مرجع بلامنازع و منحصربه فرد پس از اصفهانی و قبل از بروجردی ) ، ضمن توثیق اجتهاد به اخذ مقام نمایندگی آن معظم‌له نیز نائل آمد .

بدین ترتیب آیت اله جالوی پس از کسب مقام اجتهاد و نمایندگی حضرت آیت اله سید محمد کاظم شیرازی به ایران بازگشت و در مدرسه سپهسالار تهران به تدریس شرایع و قوانین اشتغال یافت . نظر به اینکه آیت‌اله جالوی‌نژاد سالها قبل پدر را از دست داده بود و از حمایت مالی پدر بی‌بهره بود و از طرفی کرسی تدریس در مدرسه سپهسالار برای وی چندان حاوی بهره مالی نبود . لذا بمنظور نظارت مستقیم بر زمینهای شالیزار تحت تملک خود ، پس از سه سال استادی در تهران طی سال 1328 شمسی به روستا بازگشت و ضمن اشتغال به کشاورزی ، دفتر ثبت اسناد و ازدواج در امیرکلا گشود و به اداره آن بمدت یکسال مشغول بود . وی پس از ازدواج در سال 1329 شمسی با صبیه رشیده مشهدی حبیب جال بنام بتول ازدواج کرد و دیگر نتوانست جهت اداره دفتر امیرکلا مراجعه نماید و دفتر نهایتاً تعطیل شد .
بدین‌ترتیب آیت‌اله جالوی‌نژاد از سال 1330 شمسی که اولین فرزندش محمدباقر بدنیا آمد در روستا خانه‌نشین شد و تا زمانیکه دائی‌اش شیخ محمود بر روستا سروری داشت و به امور ثبتی ازدواج و اسناد می‌پرداخت ، وی عملاً به احترام وی نقشی ایفاء نمیکرد . در سالهای بعد که شیخ محمود به سن کهنسالی رسید امور مربوط به وعظ و منبر در ایام تبلیغ رمضان و محرم و صفر فاطمیه  توسط پسردائی‌اش آیت‌اله غیاثی ، رتق و فتق میگردید . و در ایام غیر تبلیغ ، وی جانشین شیخ محمود برای اقامه نماز میت و ایراد خطبه عقد شد . وی علاوه بر اینها بیشتر وقت و انرژی خود را جهت مطالعه و پژوهش در خصوص موضوعات روز و مبتلابه مذهبی و اجتماعی جامعه می‌نمود . و یادداشت‌ها و دستنوشته‌های موجود به قلم ایشان که تاکنون فرصت چاپ نیافته‌اند ، حکایت از عطش خستگی ناپذیرشان نسبت به فعالیت پژوهشی دارد . جا دارد تا در این زمینه اشاره‌ای به یکی از تالیفات نامبرده که امکان چاپ و طبع  برای آن فراهم شده است ، بشود .

 
کتاب ملکیت اراضی در اسلام بقلم آیت اله محمدعلی جالوی‌نژاد محصول تتبع و تلاش علمی و تحقیقی چند ساله ای است در زمینه املاک خالصه و موقوفات ، که طی آن اثبات میگردد دستهای غاصبانه پادشاهان ایران (بیشتر از همه ناصرالدین شاه ) چگونه زمینهای زیرکشت و دراختیار کشاورزان و دهقانان را از چنگشان خارج ساخته و تحت عنوان املاک خالصه در اختیار اربابان زورگو قرارداده است و در این رهگذر حتی حرمت و قداست اراضی موقوفه ، مانع و مستتثنی اینگونه تعدی‌ها نشده است .     
 

آیت‌اله جالوی‌نژاد تا قبل از انقلاب بجز کشاورزی محل درآمد دیگری نداشت و پس از انقلاب ، بدعوت آیت‌اله روحانی امام جمعه بابل ، چند سالی به تدریس در مدرسه صدر (خاتم الانبیاء) بابل مشغول شد . لیکن بدلیل وجود مشکلات جهت ایاب و ذهاب تا بابل ، از این کار کناره‌گیری کرد .
آیت اله جالوی با فوت همسرش در اسفند سال 1372 تنها شد و چند سالی را به همراه فرزندش در روستا گذراندند و بعد به دلیل کهولت سن و مشکلات و کمبود امکانات در روستا به آمل نقل مکان نموده و طی سالهای آخر عمر دچار بیماریها و عارضه‌های شدید ناشی از سکته گردید و تحت معالجه و مراقبت‌های خاص و ویژه‌ قرار داشت .
تاریخ فوت آیت‌اله جالوی‌نژاد بدانگونه که بر روی سنگ مزارش حک شده‌است . بیست و هشتم مرداد 1386 شمسی میباشد .


ناگفته نماند که این شرح حال بسیار ناقص و خلاصه میباشد و حسب هماهنگیهایی که با فرزندان و نوه‌ها و داماد این مرحوم ، بعمل آمده ، انشاء‌اله زندگینامه کامل نامبرده به قلم ایشان تقدیم خواهد شد.

دومین تحصیلکرده غیاثکلا (شیخ محمود غیاثی)

دومین تحصیلکرده و عالم روستای غیاثکلا ، کربلایی شیخ محمود غیاثی بود . وی در سال 1273 شمسی متولد شد و تا سن 10 سالگی قرآن و خزائن را نزد پدرش (کربلایی حاجی‌آقا) و جوهری و نصاب والصبیان را نزد مکتب‌خانه‌های روستا فرا گرفت و به بارفروش (بابل) اعزام گشت.
در مدرسه کاظم بیگ بارفروش ، جامع المقدمات و ادبیات عرب را نزد ابوالقاسم هلی‌دشتی و ملارجبعلی سوادکوهی آلاشتی آموخت و دروس فقه و اصول فقه (تا بخشی از رسائل) را نزد اساتید و اعاظم بارفروش همچون شیخ کبیر ، شیخ محمدصالح علامه ، شیخ محمد حسین شریعتمدار ، سیداحمد استادزاده  ، شیخ ولی اله مدرس و سیدحسن مقدسی ، تلمذ نمود . وی همزمان و همراه  (آیه اله کوهستانی ، شیخ محمد مهدی انوری ، سیدحسن استادزاده ، شیخ علی موحد ، سیدمحمدمحقق ، شیخ محمدعلی طبرستانی) نزد این اساتید تحصیل علم میکرد .


شیخ محمود پس از 7 سال تحصیل در بارفروش  در سال 1290 شمسی(زمان سلطنت احمد شاه) به تهران عزیمت نمود . وی در حوزه علمیه سیدنصرالدین (خیابان خیام ) اقامت گزیده و علاوه بر کسب فیض از محضر اساتید این مدرسه از اساتید مدارس مروی و سپهسالار نیز بهره مند میگردید . شیخ محمود طی 4 سال تحصیل در تهران ، کتاب قوانین و بابهای مختلف رسائل و مکاسب  و کفایه را نزد اساتیدبرجسته آنروز همچون شیخ محمد همدانی ، شیخ عبدالنبی نوری ، میرزا باقر و میرزا مهدی آشتیانی و همچنین میرزا حسن کرمانشاهی فراگرفت . با شروع جنگ جهانی اول در مرداد 1293 شمسی و اعلام بیطرفی احمد شاه ( آبان  1293 شمسی) چون ایران مرکز تاخت و تاز آلمان و انگلیس و عثمانی قرار گرفت دچار قحطی ارزاق و بحران و گرسنگی شد و لذا حوزه ها از فعالیت ساقط شدند و شیخ محمود ناگزیر در سال 1394 به غیاثکلا بازگشت و پس از چندی با جهان (دختر آقابرار غیاث) ازدواج نمود . وی چون هنوز بخشهایی از مکاسب و کفایه را نخوانده بود لذا طاقت نیاورد و با اینکه دارای همسر و فرزند بود بصورت مجردانه برای تکمیل مکاسب و کفایه به بارفروش (بابل فعلی) رفت و طی سه سال اقامت ، پس از اتمام دوره سطح به روستا برگشت . در آن هنگام ( سال 1298 شمسی ) وی سکینه 3 ساله را داشت که صاحب پسری بنام  ابوالقاسم شد . ابوالقاسم دوساله بود که شیخ محمود همسرش جهان را از دست داد و ناگزیر در سال 1300 شمسی ، با شیرین دختر سید آقاجان بینمدی ازدواج کرد . وی زمانیکه از همسر جدید نیز دارای فرزندان دیگری شده بود  ،  پسرش ابوالقاسم را در سن یازده سالگی جهت تحصیل علوم دینی به بارفروش فرستاد .  ایوالقاسم یکسال در بارفروش مانده بود که در سال 1311 شمسی بفرمان رضاشاه  بارفروش به بابل تغییر نام یافت . او دوسال دیگر نیز در مدرسه صدر بابل تحصیل نمود ، و تازه سیوطی را به اتمام رسانده بود که علیرغم  علاقمندی‌اش به تحصیل ، بدلیل سخت‌گیری رضاخان بر حوزه های علمیه و روحانیت و همچنین شرائط نامساعد مالی ، ناچار به ترک تحصیل شد . البته بعد از گذشت چهار سال که شرائط مالی شیخ محمود تقریباً بهبود یافته بود مصمم شد تا آرزوی خویش را در طلبه نمودن فرزند دیگرش برآورده نماید و لذا ازمیان سه پسر دیگرش ( غلامعلی و  ولی‌اله و قربانعلی ) سومی را که در سن 8 سالگی در مقایسه با دو برادر دیگر به خواندن قرآن و خزائن و جوهری مسلط تر بود ، جهت تحصیل به حوزه بابل فرستاد تا ادامه دهنده‌ی راه نیمه تمامش باشد .
شیخ محمود با از دست دادن پدرش ( کربلایی حاجی‌آقا ) در سال 1312 شمسی ، بعنوان بزرگ محل برخوردار از نفوذ و اعتبار بسیار زیادی در میان اهالی روستا بود و ازآنجا که همچون شیخ الاسلام‌های زمان صفویه ( مثل مجلسی و میرداماد) به امور دیوانی و ثبت قباله‌ املاک ، ازدواج و اوقاف می‌پرداخت و او همچنین به صدور قبوض و حواله‌جات ناشی از انتقال اموال و دارائیها و مساعده و وام و دادوستدهای فیمابین اربابان با همدیگر و با رعیت‌های آنها مبادرت مینمود و در این رهگذر رضایت رعیت را شرط اصلی برای اقدام میدانست و در اصل و فرع اینگونه بده بستانها دخالت نمیکرد . و لذا در بین روستاهای دابو و دیفری مراجعین و مشتری بسیار داشت و شهرت وی تا کوهپایه‌های کجور انتشار یافته بود و برای امضاء و مهر ایشان اعتبار علیحده‌ای قائل بودند .
در سال 1305 که صدور شناسنامه برای اولین بار از طرف رضاشاه در دستور کار قرارگرفت ، صدور شناسنامه در روستاهای آمل در سال 1308 به مرحله اقدام رسید و شیخ محمود ، نام خانوادگی "خرقه‌پوش " را مناسب موقعیت خویش نمیدانست و لذا نام فهیمی را به مأمور ثبت سجل پیشنهاد داد . مامور ثبت سه‌جلدی (سجل) چون از وی بزرگتر و پر نفوذتر در روستا نشان نیافت نام غیاثکلا را برازنده وی دید و فامیلی " غیاثی " را برای وی و منسوبین وی تسجیل نمود .
شیخ محمود توفیق نیافت تا بر فراز منبر خطابه بخواند و لیکن تمام منبریها به انتخاب و دعوت ایشان قدم به روستا می‌گذاشتند . او حتی از اقامه نماز جماعت خودداری میکرد و فقط به اقامه نماز عید فطر و نماز میّت اکتفا می‌نمود . نماز فطر در غیاثکلا اقامه می‌شد و سران و اهالی سایر روستاها نیز بمنظور اقامه نماز به این روستا می‌آمدند و نهار روز فطر را در منزل شیخ محمود میماندند . 
اسناد و سیاهه‌های ملکی و عقدنکاح توسط شیخ محمود با کارمزد دو ریال کتابت میشد و سپس جهت ثبت به دفاتر رسمی  قائمی رزکناری در امیرکلا و یا مشکاة در آمل و یا افضلی در فریدونکنار ارسال میگردید و نصف کارمزد معادل یک ریال حق ثبت به این دفاتر تعلق میگرفت . شیخ محمود با توجه به موقعیت و پایگاهی که در این زمینه داشت هرگز خود را به داشتن دفتر رسمی و وابستگی به اوقاف و دولت نیالود . و همواره مستقل عمل میکرد . 
حق الزحمه صدور قبض و حواله جهت ارباب ، بصورت نقدی نبوده  بلکه طی معافیت از مالیات یک هکتار زمین اربابی نزد شیخ محمود تهاتر میگردید .
شیخ محمود تا سال 1353 شمسی حیات داشت و به سبب اشتهارش در بلاد ( آمل ، بابل ، امیرکلا ،
بهنمیر ، جویبار ، بابلسر ، فریدونکنار ، محمود آباد) و بدلیل شهرت فرزندش آیت‌اله شیخ علی غیاثی در سطح مازندران ، تا هفتم فوت شیخ محمود از اقصی نقاط مازندران علماء و فضلاء و روحانیون ، گروه به گروه و دسته به دسته به غیاثکلا می‌آمدند و هر روز مجالس روضه‌خوانی متعدد توسط آنان برقرار بود. از آنجا که پیکر شیخ محمود در مکان سقانفار شخصی این خاندان واقع در قبرستان روستای بی‌نمد دفن شده است لذا مراسم هفت در مسجد همان روستا برگزار شد .
لازم به ذکراست که چون مادر شیخ محمود ( ننه یزرگ ) ، اهل روستای بی‌نمد بود و این روستا مدفن پدر و مادر و فرزندشیخ محمود(غلامعلی) نیز بوده است بنابراین شیخ محمود و همسرش شیرین سخایی نیز در این روستا بخاک سپرده شده‌اند .

شرح حال تحصیلکردگان غیاثکلا(اولین تحصیلکرده شیخ ملاحسین خرقه‌پوش)

با شروع این وبلاگ در آذر 1389 ، بگونه‌ای برنامه‌ریزی شده بود تا ابتدا شرح‌حالی از اماکن معنوی و روحانی غیاثکلا بهمراه  فعالیتها و تلاشهای اهالی در آن مکانها ، ارائه شود و پس از آن به ذکر و توصیف اهالی روستا ( اعم از اموات و بازماندگان ) پرداخته شود . 
تا اینجا طی لیست‌های متعدّد ، اسامی اهالی غیاثکلا ذکر شد و در خصوص سطح تحصیلات و موقعیت شغلی و اجتماعی آنها بسیار کوتاه ( درحد یک کلمه) اشاره شد .
اینک برآنیم تا با جمع آوری اطلاعات از شرح‌حال تحصیلکردگان و چهره‌های شاخص عیاثکلا بتدریج زندگینامه تحصیلی و فعالیتهای اجتماعی هر کدام را در نوشتارهای مستقل ، به آگاهی برسانیم .
بدیهی است چنین امر مهمی نیازمند اجازه و همکاری زعمای روستا و منسوبین ایشان میباشد .   

اولین تحصیلکرده غیاثکلا         

مسلّم است که در سال 1250 شمسی تعداد افراد باسواد در غیاثکلا ، از تعداد انگشتان دست تجاوز نمیکرد .
یعنی در هر خانواده فقط یکنفر توان خواندن قرآن و نوشتن نام خود را داشت . در این میان وجود یک تحصیلکرده ، نه تنها این روستا را مفتخر از حضور خویش مینمود بلکه روستاهای همجوار واطراف نیز میتوانستند به این عالم مباهات نمایند .
خوشبختانه در آنزمان کربلایی شیخ ملا حسین  (فرزند حاج محمد سلطان خرقه‌پوش) بعنوان اولین تحصیلکرده ، دروس حوزوی را تا لمعه خوانده بود .
نامبرده از همان طفولیت تخت تعلیم پدر‌بزرگ (شاه احمدسلطان) و پدرش (حاج محمدسلطان) ، با انگیزه ناشی از عشق سرپرستان خود به علم و اجتهاد ، بگونه ای پرورده شد تا آرزوهای پدران خویش را به منصه ظهور برساند . بنابراین تا سن 12 سالگی قرآن و خواندن متون فارسی را نزد جدّ و پدرش فراگرفت و جهت ادامه تحصیل علوم دینی رهسپار بارفروش (بابل) شد و در مدرسه کاظم بیک ، از محضر اساتید آنزمان بارفروش همچون ملامحمداشرفی و شیخ محمدحسن بارفروشی(شیخ‌کبیر) و حاج‌ ملامحمدحمزه بارفروشی (شریعتمدار) و شیخ نصراله جویباری ، بمدت 10 سال تا پایان لمعه را ، تلمذ نمود و چون شرائط ادامه تحصیل برای او مهیا نبود لذا به روستا بازگشت و علاوه بر پاسخ  پرسشهای دینی و احکام  مراجعه‌کنندگان از اهالی روستاهای همجوار و اطراف به امور ثبتی ازدواج و معاملات نیز می‌پرداخت . شیخ ملاحسین منبری نبود ولی در نشستهای پای منبر بطور غیر رسمی  موعظه مینمود . و چون پسرش شیخ یوسف نیز از علوم حوزوی تا سیوطی را نزد پدر آموخته بود و از طرفی به اعتبار صوت خوشی که از آن برخوردار بود ، پس از موعظه‌ شیخ ملا حسین ، از ذکر مصیبت و مداحی شیخ یوسف نیز استفاده می‌شد .

نسل رمضان شهمیرزادی(خواهرزادگان باباکاسه‌گر)

قبلا گفته شد که فردی بنام مرتضی معروف به کاسه‌گر که در اصل شهمیرزادی بود ، از محل سکونت خود علمدار به غیاثکلا هجرت نمود و در بخش شمالی این روستا سکنی گزید که به اعتبار سکونت وی در آن مکان ، محله‌ای بنام کاسه‌گر‌محله پدید آمد . مرتضی کاسه‌گر با وجود سن بالایش دارای فرزند نبود ولذا اهالی اورا بابا کاسه‌گر مینامیدند . وی که با تلاش و کوشش زمینهای بسیاری از غیاثکلا را تبدیل به مزرعه کشت برنج نموده بود ، تصمیم گرفت حواهر و دامادش (رمضان) را از سواد کوه به غیاثکلا بیاورد تا با ایجاد نسلی از ایشان ، حاصل زحماتش به هدر نرود .

رمضان ( داماد دایی‌کاسه‌گر ) دارای چهار فرزند( 3 پسر و 1 دختر ) بود بنامهای ابراهیم ، حسین ، اکبر و گلنساء که همه اینها به اعتبار نام پدر رمضان ، که شعبان بوده است موسوم به شعبانی میباشند . لیکن اولاد ابراهیم در شناسنامه ، رمضانی ثبت گردیده‌اند .

در جدول ذیل ابناء رمضان‌شعبانی ( خواهرزادگان بابا کاسه گر ) تبیین میگردند . 

شایان ذکراست که " دختر رمضان " بنام گلنساء همسر سیدمحمد هاشمی و مادر سیده شیرین و سیده آسیه و سیده بیگم و سیده زهرا هاشمی بود . از این چهار خواهر سیده شیرین همسر جانعلی فرجپور و سیده آسیه همسر عیسی غلامی و سیده بیگم همسر نادعلی خرسندی از اهالی غیاثکلا گردیده و سیده زهرا در نودک ازدواج و اقامت گزید . 

ضمناً " ابراهیم " دارای دو دختر بنامهای مروارید و بتول بوده که اولی همسر مسعودی جالیکلا و دومی همسر اسماعیل نیکپور میباشد .

و همچنین " اکبر " دارای یک دختر بنام فضّه بود که همسر علی آقا غیاثی و مادر شهید جمال الدین غیاثی میباشد .

و نیز " حسین " دارای یک دختر بنام ثریا بود که در خارج از محل ازدواج کرده است .

 

ادامه مطلب ...

نسل ملّاعیسی اردبیلی (خرسندی - مهدوی)

در پست قبل ذکر شد که ملّاعیسی اردبیلی اولین مهاجر به خاک غیاثکلا میباشد و دو پسر بنامهای " ابراهیم " و " مهدی " داشت که اولی جدّ دوده خرسندی و دومی جدّ دوده مهدوی میباشد .  
شایان ذکر است که همسر دوم ابراهیم ، جان مار میرزایی (خواهر میرزایی و اقدسی و الماسی از کمانگرکلا) بوده است که حاج رحمان فرزند وی میباشد . و سلمان از همسر اول ابراهیم میباشد .
ضمناً ابراهیم دارای دختری بنام شیرین بود که همسر ابراهیم غیاثپور گردید .


نسل باقیمانده از ملّاعیسی اردبیلی به شرح جدول زیر میباشد:


     لیست نسل ملاعیسی اردبیلی ( جدّ خرسندی‌ها و مهدوی‌ها )

حسین
فامیلنامنام پدرنام جدّسکونتنام همسراشتغال
ملاعیسی- ابراهیم





سلمان خرسندی





خرسندی سلمانابراهیمعیسیروستاشهربانو شکری مرحوم -کشاورز
______ _
خرسندی نادعلی سلمانابراهیمروستاسیده بیگم هاشمیکشاورز
_______
خرسندیابوذرنادعلیسلمانآمل
پزشک
_______
خرسندیعلی نادعلیسلمانروستارقیه حسین زادهآزاد
خرسندیفرشاد علینادعلیروستاسیما رمضانیسیکل -آزاد
خرسندیمحمدباقر علینادعلیروستا فاطمه جالدوم راهنمایی -بافنده
_______
خرسندیحسین سلمانابراهیمروستاصنمبر نیکپورمرحوم -کشاورز-دوزنده
خرسندیطیبهحسینسلمانروستا
خانه دار-فروشنده
______ _
خرسندیرحیمحسینسلمانروستامریم خرسندیکشاورز-فروشنده
خرسندیامیرحسینرحیمروستا
محصل - دبستان
خرسندیضحیرحیمحسینروستا کودک
_______
خرسندیمهدی حسینسلمانآمل
کشاورز-نانوا
_______
خرسندیعیسیسلمانابراهیمآملرضیه غیاثیبانک تجارت
خرسندیمهدیهعیسیسلمانآملفوق دیپلمفروشنده
خرسندیمیلادعیسیسلمانآمل
بیکار
_______
خرسندیمیثمعیسیسلمانآملصدیقه - مهتاب آزاد
خرسندیفاطمهمیثمعیسیآملاز صدیقه کودک
خرسندیامیرعلیمیثمعیسیآملاز مهتابکودک
_______
خرسندیموسیسلمانابراهیمروستافاطمه غیاثپورکشاورز
______ _
خرسندییاسرموسیسلمانروستازینب قلی زادهکشاورز
خرسندیحنانه یاسرموسیروستا
محصل - سوم ابتدایی
_____
_
خرسندیعمارموسیسلمانروستاعالمه خرسندیسیکل - بافنده
خرسندیابوالفضل عمارموسیروستا
کودک
_____
_
خرسندیپرویزسلمانابراهیمروستازهرا تبخال کشاورز- سلیمان
خرسندیعاطفهپرویزسلمانروستااول دبیرستان خانه دار
خرسندیعادلهپرویزسلمانروستالیسانس مدیریت خانه دار
خرسندیخدیجهپرویزسلمانروستالیسانس حقوق خانه دار
_____
_
خرسندینورعلی سلمانابراهیمآمل
مدیر دبستان
_____
_
ملاعیسی- ابراهیم





رحمان خرسندی





خرسندیرحمان ابراهیمعیسی روستاطوطی غیاثپورکشاورز-مداح
_____
_
خرسندیابراهیمرحمان ابراهیمتهران
روحانی - قاضی 
خرسندیجوادابراهیمرحمانتهران
سازمان‌بازرسی
خرسندیتقی ابراهیمرحمانتهران
همشهری
خرسندیصادقابراهیمرحمانتهران
مدرسه‌عالی
_____
_
خرسندیاسماعیلرحمانابراهیمآمل
معازه دار
_____
_
خرسندیاصغررحمانابراهیمآملوحیده غیاثپورشهرداری آمل
_____
_
ملاعیسی - مهدی





صادق مهدوی





مهدوی صادقمهدیعیسی روستازبیده تبخالکشاورز- فضل اله
_____
_
مهدوینعمت صادقمهدیروستاانسیه رمضانی کشاورز- دیپلم
مهدویرضانعمت صادقروستا
دانشجو-حقوق و فقه
_____
_
مهدوی عقیل(علی) صادقمهدیقم
روحانی
_____
_
مهدویاصغرصادقمهدیروستاحوری علیزادهکشاورز- پنجم
مهدویعلی اکبراصغرصادقروستالیسانس دانشجو
مهدویفاطمه زهرااصغرصادقروستا
دیپلم
مهدویزینب اصغرصادقروستااول دبیرستانمحصل
_______